چهارشنبه, ۱۳ خرداد , ۱۴۰۵
  • آیا تاب‌آوری تغذیه‌ای با سفره‌های خالی ممکن است؟ 26 مه 2026

    یاداشت / لیلا کریمی
    آیا تاب‌آوری تغذیه‌ای با سفره‌های خالی ممکن است؟

    همزمان با افزایش نگرانی‌ها درباره تاب‌آوری جامعه در برابر بحران‌های اقتصادی، توصیه‌های تغذیه‌ای مبنی بر مصرف مواد پروتئینی و مغذی برای تقویت سلامت و کاهش استرس، با چالش جدی مواجه شده است. بررسی‌ها نشان می‌دهد که افزایش چشمگیر قیمت اقلام اساسی مانند گوشت و مرغ، دسترسی بخش قابل توجهی از جامعه به این مواد را محدود کرده و این شکاف میان توصیه‌های علمی و واقعیت اقتصادی، امکان دستیابی به تاب‌آوری تغذیه‌ای را زیر سوال می‌برد.

تله‌فیلمی که در مرز خام‌بودگی متوقف مانده است 29 نوامبر 2025
یادداشتی از محمد ناصری‌راد بر فیلم دو رویِ پاییز

تله‌فیلمی که در مرز خام‌بودگی متوقف مانده است

محمد ناصری‌راد در یادداشتی درباره فیلم «دو روی پاییز» به کارگردانی روناک طاهر، از نریشن‌های کم‌جان، میزانسن‌های مصنوعی، ریتم فروپاشیده و روایت ناپخته اثر می‌گوید؛ فیلمی که به‌زعم او مدعی پرداختن به رنج زنان است اما در مرز خام‌بودگی متوقف می‌شود.

پس از شکستن لوح‌ها: مسیر پیشِ رو؛ کناره‌گیری یا مطالبه‌گری سازنده؟ 15 نوامبر 2025

پس از شکستن لوح‌ها: مسیر پیشِ رو؛ کناره‌گیری یا مطالبه‌گری سازنده؟

آیین اختتامیه‌ی جشنواره اخیر تئاتر فارس نه‌فقط میدان رقابت و داوری بود، بلکه صحنه‌ای برای بروز احساسات متراکم هنرمندانی شد که ماه‌ها زندگی‌شان را بر پرده‌ی نمایش ریختند. در این میان، رخداد تلخ شکستن لوح‌های افتخار توسط محمد هاشم‌زاده ـ کارگردان نمایش «هیچ‌نگو هملت» ـ تصویری ساخت که فراتر از یک اعتراض شخصی، مرزی میان خستگی، مطالبه و حساسیت حرفه‌ای در تئاتر فارس ترسیم کرد.

خنده‌ای که هرگز بر صحنه نیامد 13 نوامبر 2025
نقد محمد ناصری‌راد بر اجرای نمایش “گوش تلخ” به کارگردانی مانی آبادیان

خنده‌ای که هرگز بر صحنه نیامد

محمد ناصری‌راد در تحلیلی دقیق از اجرای نمایش “گوش تلخ” اثر اقتباسی از یاسمینا رضا، تئاتر آبادیان را تجربه‌ای بی‌جان و فاقد روح کمدی موقعیت خوانده است؛ نمایشی که نه خنده برمی‌انگیزد و نه درد را بازمی‌شناسد، بلکه تصویری از بحران جاری در تئاتر امروز ایران را پیش چشم می‌گذارد.

نزدیک‌شدن به بی‌چیزی؛ روایت‌پردازی خام اما امیدوارکننده 11 نوامبر 2025

نزدیک‌شدن به بی‌چیزی؛ روایت‌پردازی خام اما امیدوارکننده

در یادداشتی از محمد ناصری‌راد، منتقد و پژوهشگر هنرهای نمایشی، نمایش «پا» به کارگردانی آرمین حمدی‌پور، تلاشی دانسته شده برای رسیدن به جهانِ بی‌چیز؛ جهانی که در سادگی ظاهری خود، تردید، وارونگی معنا و لغزندگی نشانه‌ها را به‌عنوان جوهره‌ی انسان معاصر تصویر می‌کند. اجرایی که می‌خواهد در فاصله‌ی میان دیدن و فهمیدن، از قطعیت فاصله بگیرد و معنا را در حرکت و اشارت معکوس بجوید.

چهچه چلچله چهل‌گیس؛ نقدی بر نصیحت‌زدگی در تئاتر کودک 10 نوامبر 2025
یاداشتی به قلم طاها اسماعیل بیگ

چهچه چلچله چهل‌گیس؛ نقدی بر نصیحت‌زدگی در تئاتر کودک

در بازخوانی قصه «حسن کچل»، نمایش عروسکی «چهچه چلچله چهل‌گیس» تقابل سنت و فناوری را به صحنه می‌کشد؛ اثری پرایده که در دام لحن نصیحت‌گرانه گرفتار می‌شود و از گفت‌وگو با ذهن کودک بازمی‌ماند.

خطر خاموش در سالمندی؛ وقتی دارو فراموش می‌شود 07 نوامبر 2025
یاداشتی از لاله محمودی، عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی شیراز

خطر خاموش در سالمندی؛ وقتی دارو فراموش می‌شود

فراموشی مصرف دارو در سالمندان مسئله‌ای خاموش اما خطرناک است؛ اختلال تمرکز و حافظه کوتاه‌مدت در کنار مصرف همزمان چند دارو، احتمال بروز خطاهای درمانی را چند برابر می‌کند.

فیلم کوتاه در جشنواره ۴۲؛ آنچه بود و آنچه باید باشد 30 اکتبر 2025
یاداشتی به قلم محمد ناصری راد

فیلم کوتاه در جشنواره ۴۲؛ آنچه بود و آنچه باید باشد

محمد ناصری‌راد در یادداشتی با عنوان «فیلم کوتاه در جشنواره ۴۲؛ آنچه بود و آنچه باید باشد» ضمن مرور تجربه حضور خود در دومین سال پیاپی جشنواره فیلم کوتاه تهران، به مجموعه‌ای از چالش‌های ساختاری، کمبودهای صنفی و ضرورت‌های اصلاح در روند برگزاری این رویداد هنری اشاره کرد و خواستار نگاه شفاف‌تر، مشارکتی‌تر و مسئولانه‌تر نسبت به سینمای کوتاه شد.

وقتی مرز میان تجربه و روایت داستانی مخدوش می‌شود 25 اکتبر 2025
یاداشت / وحید مباشری

وقتی مرز میان تجربه و روایت داستانی مخدوش می‌شود

بخش «تجربی» در جشنواره فیلم کوتاه تهران باید پناهگاهی برای جسارت‌های فرمی و کشف زبان‌های تازه سینما باشد؛ اما در دوره چهل و دوم، به عرصه رقابت فیلم‌های صرفاً داستان‌گو بدل شده بود. آثاری که نه در ساختار بصری و نه در منطق روایت، نسبتی با مفهوم «تجربه» ندارند.

از سیفون تا رستگاری؛ سفرِ پنهانِ پیرزنِ معلم 24 اکتبر 2025
یادداشتی از محمد ناصری‌راد بر فیلم خداحافظ آشقال

از سیفون تا رستگاری؛ سفرِ پنهانِ پیرزنِ معلم

محمد ناصری‌راد در یادداشتی دربارهٔ فیلم کوتاه «خداحافظ آشغال» ساختهٔ بهمن و بهرام ارک، از زیرِ پوست یک روایت ساده و فانتزی، تراژدیِ انسان معاصر را بیرون می‌کشد؛ انسانی که در نظام مصرف‌زدهٔ امروز، نه‌فقط اشیاء، که خود و دیگران را نیز به دورریز بدل کرده است. این یادداشت، خوانشی فلسفی و اگزیستانسیالیستی از اثری است که در آن زباله از سیفون بیرون نمی‌خزد، بلکه از ژرفای ناخودآگاه انسان سر برمی‌آورد.