روز کارگر؛ جشنی روی آوارهای معیشت
روز کارگر؛ جشنی روی آوارهای معیشت
بازار کار ایران این روزها بیش از هر زمان دیگری زیر سایه رکود تولید، نااطمینانی اقتصادی و نگرانی از تعدیل نیرو قرار دارد. در چنین شرایطی، روز کارگر نه فقط یک مناسبت تقویمی، بلکه یادآور واقعیتی است که بسیاری از کارگران با آن زندگی می‌کنند؛ واقعیت فشار معیشت و ناامنی شغلی.

به گزارش آنام فارس، حیاتِ اقتصادی یک جامعه را کارگران رقم می‌زنند، اما وقتی نوبت به تقسیم میوه‌های این حیات می‌رسد، آن‌ها همیشه در انتهای صف ایستاده‌اند. یازدهم اردیبهشت امسال در حالی از راه می‌رسد که فضای کشور میان بیم و امیدِ ثبات و بهبود اقتصادی معلق است؛ اما برای کارگری که هر لحظه سایه سنگین «تعدیل نیرو» را بالای سرش حس می‌کند، این آرامشِ ظاهری بیشتر شبیه سکوت قبل از طوفان است.

حقیقت عریان این است: در حالی که ویترین‌های رسانه‌ای از تقدیر و تمجید مقام کارگر پر شده، در لایه‌های زیرین اقتصاد، روایت دیگری در جریان است. بسیاری از واحدهای تولیدی در استان فارس، از صنایع مستقر در شهرک‌های صنعتی شیراز گرفته تا کارگاه‌های خرد، به بهانه رکود و به نام «تحلیل نیرو»، در حال سبک کردن بار خود هستند. کارگر در این معادله، اولین و در دسترس‌ترین قربانی برای جبران ناترازی‌های مدیریتی است.

امروز در فارس، با پدیده‌ای مواجهیم که می‌توان آن را «بیکاریِ پنهان» یا «اضطراب اشتغال» نامید. حتی آن‌هایی که هنوز سر کار هستند، با قراردادهایی دست‌وپاشکسته و حقوق‌هایی که پیش از رسیدن به نیمه ماه تمام می‌شود، تنها «بقا» را تمرین می‌کنند، نه «زندگی» را. در استانی که قطب کشاورزی و صنعت جنوب است، شرم‌آور است که کارگر متخصص ما باید نگران این باشد که آیا فردا هم اجازه ورود به کارخانه را دارد یا جایش را به یک قرارداد موقتِ ارزان‌تر داده‌اند.

ادعای «حمایت از تولید» بدون تامین امنیت معیشتی کارگر، یک شوخی تلخ و تاریخ‌مصرف‌گذشته است. اگر قرار است ثمره کاهش تنش‌های منطقه‌ای و بین‌المللی وارد سفره مردم شود، کارگران باید اولین گروهی باشند که این تغییر را حس کنند. اما آنچه فعلاً می‌بینیم، تلاش برای حفظ سود کارفرمایان بزرگ به قیمت فشردن هرچه بیشتر گلوگاه معیشتی طبقه کارگر است.

روز کارگر نباید به اهدای چند لوح تقدیر و سخنرانی‌های تکراری خلاصه شود. روز کارگر، روزِ بازخواست است؛ بازخواست از ساختاری که کارگر را «ابزار تولید» می‌بیند نه «عامل توسعه». اگر امروز فکری به حال امنیت شغلی و تناسب واقعی دستمزد با تورمِ افسارگسیخته نشود، فردا با طبقه‌ای روبه‌رو خواهیم بود که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد.

سرمایه واقعی فارس نه نفت و گاز است و نه زمین‌های کشاورزی؛ سرمایه این خاک، دست‌های پینه‌بسته‌ای است که در اوج بحران‌ها هم چرخ تولید را رها نکردند. نگذاریم این دست‌ها در روزهای آرامش، به نشانه اعتراض یا ناامیدی روی هم گذاشته شوند.

روز کارگر فرصتی برای شعار نیست؛ فرصتی است برای یادآوری این حقیقت که ستون اصلی هر اقتصادی، نیروی کار آن است. اگر قرار است اقتصاد ایران و استان فارس مسیر رشد و پایداری را طی کند، توجه به کرامت، امنیت شغلی و معیشت کارگران باید به یک اولویت واقعی در سیاست‌گذاری‌ها تبدیل شود. اقتصاد بدون کارگر معنا ندارد و آینده تولید نیز بدون توجه به زندگی و انگیزه کارگران پایدار نخواهد بود.

انتهای پیام /