به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی آنام فارس، این تحولات اجتماعی، پدیدهای مقطعی یا صرفاً واکنشی نیست، بلکه بخشی از روند تاریخی تعامل جامعه و ساختار قدرت به شمار میرود. بررسیها نشان میدهد هر زمان فاصله میان انتظارات عمومی و نتایج تصمیمگیریهای کلان افزایش یافته، جامعه به اشکال مختلف نارضایتی خود را بروز داده است؛ این نارضایتیها، بسته به شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، صورتبندی متفاوتی پیدا کردهاند.
پیشینه تاریخی؛ اعتراض بهمثابه ابزار کنشگری
در نخستین مراحل شکلگیری دولت مدرن در ایران، مطالبات عمدتاً ماهیت صنفی و اقتصادی داشتند. کارگران و اصناف، با هدف بهبود شرایط کار و معیشت، از ابزارهایی مانند اعتصاب و تجمع بهره میبردند. تجربه تاریخی نشان میدهد هر جا این کنشها از انسجام، ساختار مشخص و مسیر گفتوگو برخوردار بوده، امکان مدیریت و حلوفصل آنها افزایش یافته است.
در دوره پیش از انقلاب اسلامی، محدودیتهای سیاسی زمینهساز نارضایتی گسترده شد؛ نارضایتیای که نهایتاً در قالب یک تحول بنیادین سیاسی بروز یافت.
پس از انقلاب؛ تنوع مطالبات و پیچیدهتر شدن کنشها
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، جامعه ایران وارد مرحلهای تازه شد. در این دوره، مطالبات با موضوعات اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی وارد میدان شدند. برخی واکنشهای اولیه، نشاندهنده حساسیت جامعه نسبت به تغییرات سریع در الگوهای مدیریتی و سبک زندگی بود.
کنشهای دانشجویی در دهه ۷۰ و سپس تجمعات پس از انتخابات ۱۳۸۸، نشانههایی از افزایش مطالبات سیاسی و مدنی در بخشی از جامعه بود. این کنشها، هرچند با هدف اعلام نظر و مطالبه اصلاحات شکل گرفت، اما بهدلیل فقدان اجماع ملی و بروز تنشها، نتوانست به نتایج پایدار منجر شود و در عوض، شکافهای اجتماعی را عمیقتر کرد.
اقتصاد؛ محور مشترک نارضایتیهای دهه ۹۰
از نیمه دوم دهه ۹۰، عامل اقتصادی به مهمترین محرک تحرکات اجتماعی تبدیل شد. افزایش تورم، کاهش قدرت خرید و تغییرات ساختاری در حوزه قیمتها، اعتراضات دی ۱۳۹۶ و آبان ۱۳۹۸ را رقم زد. این رخدادها نشان داد که سیاستگذاری اقتصادی بدون اقناع افکار عمومی و بدون سازوکار جبرانی مؤثر، میتواند پیامدهای اجتماعی گستردهای به همراه داشته باشد.
در میان تحرکات اقتصادی، برخی نمونهها مانند کنشهای کارگران هفتتپه، واجد ویژگیهای متفاوتی بودند. این اعتراضات، با مطالبات مشخص، ساختار منسجم و تداوم پیگیری، نشان داد که کنشگری صنفی میتواند از مسیر سازوکارهای تعریف شده و گفتوگو نیز به نتایج ملموس نزدیک شود؛ هرچند مدیریت چنین کنشهایی همچنان نیازمند تدبیر و انعطاف بیشتر است.
۱۴۰۱؛ کنش مبتنی بر کرامت و هویت اجتماعی
تحولات سال ۱۴۰۱ را نمیتوان صرفاً در چارچوب اقتصاد یا رقابتهای سیاسی تحلیل کرد. این رویدادها بیش از هر چیز در حوزه عمومی و در پیوند با مفاهیمی چون کرامت، هویت و سبک زندگی بروز یافت.
نکته قابلتوجه آن است که فقدان چارچوب گفتوگوی مؤثر و روایت رسمی اقناعکننده، موجب میشود تحرکات بهسرعت از حالت محدود خارج شده و به سطحی فراگیرتر برسد و دشمنان از شرایط و احساسات مردم سواستفاده کند.
دیماه ۱۴۰۴
تحولات دیماه ۱۴۰۴ را میتوان نتیجه همزمانی چند بحران دانست: فشار اقتصادی، ناترازی منابع، مشکلات زیستمحیطی و فرسایش سرمایه اجتماعی. حضور گروههای مختلف اجتماعی در این کنشها، نشاندهنده گستردگی دامنه نارضایتی و انتقال آن از حاشیه به متن جامعه است ولی باید به این نکته همواره توجه داشت که اعتراض با اغتشاش را نباید یکی دانست و مردم معترض هرگز به اموال و جان یکدیگر آسیب نمیرسانند.
مرور تجربه تاریخی تحولات اجتماعی در ایران نشان میدهد پایداری اجتماعی، بیش از هر چیز، نیازمند حکمرانی مبتنی بر گفتوگو، پیشبینیپذیری و اعتمادسازی است. برخورد صرفاً مقطعی با نشانههای نارضایتی، ممکن است در کوتاهمدت آرامش ایجاد کند، اما در بلندمدت، هزینههای اجتماعی و ساختاری آن افزایش خواهد یافت. توجه همزمان به معیشت، کرامت و مشارکت اجتماعی، شرط اصلی خروج از چرخههای تکرارشونده تحولات اجتماعی است.
انتهای پیام/
- نویسنده : لیلا کریمی




