اجرای نظام جدید تعرفه‌گذاری گاز با رویکرد عدالت و بهینه‌سازی مصرف
اجرای نظام جدید تعرفه‌گذاری گاز با رویکرد عدالت و بهینه‌سازی مصرف
با اجرای نظام جدید تعرفه‌گذاری گاز، قیمت این حامل انرژی از حالت یکنواخت خارج و بر اساس میزان مصرف خانوارها در هر شهر به‌صورت پلکانی محاسبه می‌شود؛ مدلی که هدف آن حمایت از کم‌مصرف‌ها و مهار ناترازی انرژی عنوان شده است.

به گزارش خبرنگار گروه اقتصادی آنام فارس، بر اساس نظام جدید تعرفه‌گذاری گاز، قیمت این حامل انرژی از حالت یکنواخت خارج شده و از این پس بر مبنای میزان مصرف خانوارها در هر شهر، به‌صورت پلکانی محاسبه می‌شود. مبنای تعیین الگوی مصرف، میانگین واقعی مصرف گاز هر شهر در سال گذشته اعلام شده است.

بر اساس این طرح، مشترکان گاز به چهار پله مصرفی تقسیم می‌شوند. در پله نخست، خانوارهایی که مصرف آن‌ها تا ۷۵ درصد میانگین مصرف شهر است، هر مترمکعب گاز را ۱۵۷ تومان پرداخت می‌کنند؛ گروهی که حدود ۶۰ درصد مشترکان را شامل می‌شود.

در پله دوم، مصرف بین ۷۵ تا ۱۲۵ درصد میانگین شهر با نرخ ۵۰۰ تومان به ازای هر مترمکعب محاسبه می‌شود. پله سوم شامل مشترکانی است که مصرف آن‌ها بین ۱۲۵ تا ۱۵۰ درصد میانگین مصرف شهر قرار دارد و نرخ هر مترمکعب گاز برای این گروه ۲ هزار تومان تعیین شده است.

در پله چهارم، مشترکانی که بیش از ۱۵۰ درصد میانگین مصرف شهر گاز مصرف می‌کنند، مشمول نرخ ۷ هزار تومان به ازای هر مترمکعب می‌شوند؛ گروهی که بنا بر اعلام مسئولان، تنها حدود سه درصد مشترکان را دربر می‌گیرد.

مسئولان هدف از اجرای این نظام تعرفه‌گذاری را حمایت از کم‌مصرف‌ها، کاهش مصرف انرژی، حفظ محیط‌زیست و کنترل ناترازی انرژی عنوان کرده و معتقدند این سازوکار، زمینه تخصیص هدفمندتر یارانه انرژی را فراهم می‌کند.

اجرای نظام جدید تعرفه‌گذاری گاز در شرایطی انجام می‌شود که ناترازی انرژی به یکی از چالش‌های پایدار اقتصاد کشور تبدیل شده است. تفکیک مشترکان بر اساس الگوی مصرف، در اصل می‌تواند ابزاری برای مدیریت تقاضا و اصلاح رفتار مصرفی باشد، اما میزان موفقیت آن به نحوه اجرا و سیاست‌های مکمل وابسته است.

مصرف گاز در ایران صرفاً تابع رفتار خانوارها نیست و عواملی مانند شرایط اقلیمی، کیفیت ساخت‌وساز، فرسودگی تجهیزات گرمایشی و نبود استانداردهای مؤثر بهینه‌سازی، نقش قابل‌توجهی در میزان مصرف دارند. از این منظر، افزایش تعرفه‌ها بدون تقویت زیرساخت‌های کاهش مصرف، می‌تواند بخشی از خانوارها را ناخواسته در پله‌های بالاتر تعرفه‌ای قرار دهد.

از سوی دیگر، اگرچه تمرکز اصلی طرح بر مشترکان بسیار پرمصرف عنوان شده، اما تجربه سیاست‌های مشابه نشان می‌دهد که طبقه متوسط بیش از سایر گروه‌ها در معرض آثار اقتصادی این‌گونه تصمیم‌ها قرار می‌گیرد؛ گروهی که نه از حمایت‌های هدفمند برخوردار است و نه امکان سرمایه‌گذاری برای کاهش مصرف را دارد.

کارشناسان معتقدند همراهی این نظام تعرفه‌ای با سیاست‌هایی نظیر حمایت از نوسازی تجهیزات گرمایشی، بهینه‌سازی ساختمان‌ها و شفاف‌سازی اهداف و پیامدهای طرح، می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای در پذیرش اجتماعی آن داشته باشد. در غیر این صورت، اصلاح تعرفه‌ها ممکن است بیش از آنکه به اصلاح پایدار الگوی مصرف منجر شود، به راهکاری کوتاه‌مدت برای جبران ناترازی انرژی تبدیل شود.

انتهای متن /

  • نویسنده : لیلا کریمی