قلب شکسته فقط یک استعاره نیست؛ استرس شدید چگونه قلب را درگیر می‌کند؟
قلب شکسته فقط یک استعاره نیست؛ استرس شدید چگونه قلب را درگیر می‌کند؟
سندروم تاکوتسوبو یا «سندروم قلب شکسته» یکی از اختلالات شناخته‌شده قلبی است که در پی استرس‌های شدید هیجانی یا جسمانی بروز می‌کند. دکتر سیده مرضیه فرید، دکترای روان‌شناسی سلامت و روان‌شناس گروه روان‌پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شیراز، در گفت‌وگویی به تشریح ابعاد روان‌شناختی این بیماری، عوامل خطر، پیامدهای روانی و نقش درمان‌های تخصصی در بهبود بیماران پرداخته است.

به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی آنام فارس، سندروم تاکوتسوبو که با عنوان «سندروم قلب شکسته» نیز شناخته می‌شود، نوعی اختلال حاد در عملکرد بطن چپ قلب است که معمولاً پس از تجربه یک استرس شدید هیجانی یا جسمانی رخ می‌دهد. اگرچه افزایش ناگهانی هورمون‌های استرس مانند آدرنالین و نورآدرنالین از مهم‌ترین عوامل زیستی این بیماری به شمار می‌رود، اما پژوهش‌های جدید نشان می‌دهد عوامل روان‌شناختی نیز در بروز، شدت علائم، روند درمان و حتی احتمال عود بیماری نقش مهمی ایفا می‌کنند.

دکتر سیده مرضیه فرید، دکترای روان‌شناسی سلامت و روان‌شناس گروه روان‌پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شیراز، با اشاره به ارتباط نزدیک ذهن و بدن در بروز این بیماری می‌گوید: سندروم تاکوتسوبو یکی از بارزترین نمونه‌های تأثیر متقابل سلامت روان و سلامت جسم است؛ به‌گونه‌ای که فشارهای روانی شدید می‌توانند زمینه اختلال موقت عملکرد قلب را فراهم کنند.

استرس‌های شدید؛ مهم‌ترین محرک بیماری

به گفته این روان‌شناس، در بسیاری از بیماران، پیش از بروز علائم، یک رویداد استرس‌زا مانند فوت عزیزان، طلاق، شکست عاطفی، از دست دادن شغل، تشخیص بیماری‌های سخت یا تجربه حوادث آسیب‌زا رخ داده است.

وی توضیح می‌دهد که چنین فشارهایی باعث فعال شدن بیش از حد دستگاه عصبی سمپاتیک و افزایش ترشح هورمون‌های استرس می‌شود؛ واکنشی که می‌تواند عملکرد طبیعی عضله قلب را به‌طور موقت مختل کند.

ناتوانی در مدیریت هیجان، عامل تشدیدکننده

دکتر فرید معتقد است بسیاری از مبتلایان در تنظیم هیجان‌های خود با مشکل مواجه هستند. سرکوب احساسات، بیان نکردن هیجان‌های منفی، درونی کردن فشارهای روانی و تحمل طولانی‌مدت استرس، از جمله عواملی هستند که حساسیت فرد را نسبت به تنش‌های روانی افزایش می‌دهند.

وی همچنین به برخی ویژگی‌های شخصیتی اشاره می‌کند که در میان این بیماران بیشتر دیده می‌شود؛ از جمله کمال‌گرایی، اضطراب بالا، روان‌رنجوری، حساسیت زیاد نسبت به طرد شدن و نیاز شدید به تأیید دیگران. البته تأکید می‌کند که این ویژگی‌ها به‌تنهایی علت بیماری نیستند، بلکه احتمال آسیب‌پذیری فرد را افزایش می‌دهند.

پیامدهای روانی پس از ابتلا

به گفته این روان‌شناس، ابتلا به سندروم تاکوتسوبو برای بسیاری از بیماران خود به یک بحران روانی تبدیل می‌شود. ترس از مرگ، نگرانی از عود بیماری، اضطراب درباره آینده و ترس از انجام فعالیت‌های روزمره از جمله مشکلات رایج این بیماران است.

افسردگی نیز از دیگر پیامدهای شایع این بیماری به شمار می‌رود که ممکن است با احساس ناامیدی، کاهش انرژی، اختلال خواب، کاهش انگیزه و کناره‌گیری اجتماعی همراه باشد و روند بهبود جسمانی را نیز کندتر کند.

وی می‌افزاید در برخی موارد، تجربه بستری در بخش مراقبت‌های ویژه، درد شدید قفسه سینه و ترس از مرگ می‌تواند به بروز اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) منجر شود؛ اختلالی که با کابوس، یادآوری مکرر حادثه، اجتناب از مراجعه به بیمارستان، تحریک‌پذیری و احساس دائمی خطر همراه است.

اضطراب پس از ترخیص و کاهش کیفیت زندگی

دکتر فرید با اشاره به وضعیت برخی بیماران پس از ترخیص از بیمارستان می‌گوید: برخی افراد به‌طور مداوم نبض خود را کنترل می‌کنند، هر درد خفیفی را نشانه حمله قلبی می‌دانند و بارها به مراکز درمانی مراجعه می‌کنند. این نگرانی‌ها در نهایت باعث کاهش کیفیت زندگی، محدود شدن فعالیت‌های اجتماعی، اجتناب از ورزش و کاهش اعتماد فرد به سلامت جسم خود می‌شود.

درمان روان‌شناختی؛ مکمل درمان قلبی

به گفته این متخصص، درمان سندروم تاکوتسوبو تنها به مداخلات قلبی محدود نمی‌شود و درمان‌های روان‌شناختی نیز باید به‌صورت همزمان و در قالب یک تیم درمانی انجام شود.

وی آموزش روانی به بیمار را نخستین گام درمان می‌داند و تأکید می‌کند که آگاهی صحیح از بیماری، اضطراب بیماران را کاهش می‌دهد. همچنین درمان شناختی ـ رفتاری، آموزش مهارت‌های تنظیم هیجان، مدیریت استرس و در صورت نیاز درمان تروما، از مؤثرترین روش‌های روان‌شناختی برای کمک به این بیماران محسوب می‌شوند.

دکتر فرید در پایان تأکید می‌کند که عوامل روان‌شناختی به‌تنهایی عامل ایجاد سندروم تاکوتسوبو نیستند، اما می‌توانند خطر بروز، شدت علائم و روند بهبود بیماری را تحت تأثیر قرار دهند. از این رو، درمان موفق این بیماران نیازمند همکاری متخصص قلب، روان‌شناس و در صورت لزوم روان‌پزشک است تا علاوه بر درمان جسم، سلامت روان بیماران نیز مورد توجه قرار گیرد.

انتهای پیام /