به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی آنام فارس، در سالهای اخیر، تشدید مشکلات اقتصادی، تورم و کمبود فرصتهای شغلی پایدار فشار روانی بیسابقهای را بر دوش جوانان و خانوادهها وارد کرده است. نوجوانان و جوانان آینده شغلی خود را بسیار پرخطر میبینند. احساس میکنند با وجود تحصیلات، تضمینی برای دستیابی به استانداردهای زندگی والدین خود ندارند. این بنبست اقتصادی منجر به یأس گسترده میشود.
فقر یا تنگدستی خانواده، مستقیماً بر اعتماد به نفس و احساس امنیت نوجوان تأثیر میگذارد. احساس شرم ناشی از ناتوانی مالی یا ناتوانی در تأمین نیازهای اولیه، بار روانی سنگینی ایجاد میکند. در عصر شبکههای اجتماعی، تضاد میان واقعیت دشوار اقتصادی و تصویرسازیهای پر زرق و برق از زندگی دیگران، احساس محرومیت، ناکافی بودن و خشم را تشدید میکند.
از دست دادن لنگرگاه معنویت
بسیاری از نظامهای سنتی حمایت روانی، از جمله پیوندهای قوی مذهبی یا اعتقادی ضعیف شدهاند. این امر منجر به بحران معنا شده است. معنویت اعم از مذهبی یا فلسفی، اغلب به عنوان یک لنگرگاه در برابر سختیهای زندگی عمل میکند و به فرد دلیلی فراتر از بقای روزمره میدهد. کمبود این لنگرگاه، افراد را در برابر ناملایمات زندگی و مشکلات موجود در جامعه آسیبپذیر میکند. وقتی فرد احساس کند که زندگی او هدفی بزرگتر ندارد و در یک جهان مادی و بیتفاوت رها شده است، تمایل به خودکشی میتواند به عنوان یک راه فرار از درد وجودی تلقی شود. باورهای معنوی معمولاً امید به یک فرجام بهتر در این دنیا یا دنیای دیگر را تقویت میکنند. تضعیف این باورها، ناامیدی را به یک احساس دائمی تبدیل میکند.
سارا، دانشآموز متوسطه دوم، یکی از همین صداهای نگران است. او میگوید: احساس میکنم من و خانوادهام همدیگر را نمیفهمیم؛ انگار به دو زبان مختلف حرف میزنیم.
اما دغدغه اصلیاش آینده است: هرچه درس میخوانم، فکر میکنم فایدهای ندارد. هر روز فقط خبر گرانی و بیکاری میشنوم. حتی اگر بهترین هم باشم، انگار دیواری نامرئی جلوی من است.
علی افضلی، ۲۴ ساله، نیز فشارهای اقتصادی را عامل فرسایش روانی جوانان میداند و میگوید: با این شرایط نه میشود ازدواج کرد و نه میشود زندگی را جلو برد. استرس اجاره، تورم و بیثباتی شغلی، جوان را خسته و ناامید میکند.
این گفتگوها نشان میدهد که ناامیدی و در نهایت خودکشی در میان جوانان اغلب نتیجه احساس ناامیدی سیستمی است که توسط مشکلات اقتصادی تشدید شده و با خلأ عمیق معنا و ارتباط معنوی تغذیه میشود. فقدان چشمانداز مالی به همراه از دست دادن باورهای حمایتی، زمینهای سمی برای بروز افکار آسیبزا فراهم میکند. مقابله با این بحران نیازمند سیاستهایی است که همزمان به توانمندسازی اقتصادی و بازسازی منابع امید و معنا در زندگی جوانان بپردازند.
بهزیستی با ارائه خدمات فوری و حمایتی، در خط مقدم مقابله با آسیب اجتماعی قرار دارد
اعظم فرمانی، رئیس اداره اورژانس اجتماعی و پیشگیری از آسیبهای بهزیستی استان فارس در گفتگو با خبرنگار آنام، خودکشی را یک معضل جدی و عمیق سلامت عمومی خواند که ریشه در عوامل پیچیده روانی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دارد و تصریح کرد: این پدیده نه تنها یک تراژدی فردی، بلکه یک ضایعه بزرگ برای خانواده و کل جامعه محسوب میشود.
وی در ادامه، نقش سازمان بهزیستی کشور به عنوان متولی اصلی حمایتهای روانی-اجتماعی را در برنامههای کنترل و کاهش این پدیده، محوری دانست و مهمترین اقدامات این سازمان را تشریح کرد.
فرمانی افزود: خدمات بهزیستی در این حوزه شامل اقدامات پیشگیرانه گستردهای است که از جمله آن میتوان به راهاندازی و توسعه خطوط تلفن اورژانس اجتماعی (۱۲۳) برای ارائه مشاوره فوری و بحران اشاره کرد.
همچنین، ارائه خدمات تلفنی مشاورهای و روانشناختی از طریق خط ۱۴۸۰ و اجرای مستمر برنامههای آگاهسازی و آموزش عمومی برای کاهش انگ و افزایش سواد سلامت روان در دستور کار قرار دارد.
رئیس اداره اورژانس اجتماعی و پیشگیری از آسیبهای بهزیستی استان فارس تصریح کرد: در حوزه مداخله مستقیم، تیمهای سیار اورژانس اجتماعی به صورت فعال در بحران برای افراد در معرض خطر مداخله میکنند و روانشناسان و مددکاران حرفهای نیز خدمات تخصصی خود را در مراکز خدمات بهزیستی به مراجعین ارائه میدهند. علاوه بر این، سازمان پس از وقوع حوادث، با ارائه خدمات بازتوانی و حمایت ویژه از بازماندگان و خانوادههای دچار آسیبدیده مراقبت میکند.
فرمانی تأکید کرد: اگرچه چالش خودکشی نیازمند عزم ملی و مشارکت تمام نهادهای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی است، اما خدمات بهزیستی با تمرکز بر پیشگیری، مداخله بهموقع و حمایت از گروههای آسیبپذیر، سهم بسزایی در کنترل و کاهش این پدیده دارد و تقویت، گسترش پوشش و دسترسی آسانتر همگانی به این مداخلات روانی-اجتماعی، گامهای ضروری برای مقابله با این آسیب اجتماعی خواهند بود.
روند فزاینده خودکشی، زنگ خطر جدی برای سیاستگذاران حوزه سلامت است
کامران باقری لنکرانی، وزیر پیشین بهداشت، درمان و آموزش پزشکی نیز بر لزوم پایش دقیق وضعیت آسیبهای خودخواسته در کشور تأکید و با اشاره به دادههای موجود، خاطرنشان کرد که اگرچه نرخ کلی اقدام به خودکشی در ایران همچنان پایینتر از میانگین جهانی است، اما روند فزاینده آن در سالهای اخیر یک زنگ خطر جدی برای سیاستگذاران حوزه سلامت محسوب میشود.
وی با تمرکز بر تفاوتهای جنسیتی در این حوزه، به تفکیک آمارها اشاره کرد و افزود: بررسیها نشان میدهد که شیوع تلاش برای خودکشی در میان بانوان ایرانی آمار بالاتری را به خود اختصاص میدهد، با این حال، زمانی که صحبت از اقدامات نهایی و خودکشیهای موفق به میان میآید، آمار غالب در گروه مردان متمرکز است. این تضاد، نیازمند بررسیهای عمیقتر روانشناختی و جامعهشناختی برای شناسایی عوامل محافظتی و خطر متفاوت در هر جنسیت است.
وی تصریح کرد: در برخی مشاغل تخصصی و پرفشار، از جمله در میان جامعه پزشکی و دستیاران تخصصی، شاهد یک شیب صعودی در نرخ خودکشی هستیم.
جامعهای در حال تغییر سریع
سعید زاهد زاهدانی، مسئول پژوهشکده تحول و ارتقای علوم انسانی و اجتماعی دانشگاه شیراز با تأکید بر ریشههای عمیق مشکلات روانی در جامعه ایران، اظهار کرد: روحیه سیاهنمایی یکی از عوامل اصلی زمینهساز پدیده خودکشی است.
وی با تصریح اینکه جامعه ایران به سرعت تحت تأثیر قرار گرفته و به سرعت نیز نتیجهگیری میکند، به ویژگی جوان بودن جامعه ایران اشاره کرد و گفت: ریشه این آسیبپذیری در نقص زیست اجتماعی در دورههای قاجار و پهلوی است.
وی ادامه داد: در دوران قاجار به دلیل پراکندگی جمعیت، مواجهه اجتماعی کمتر بوده و در دوران پهلوی نیز ساختارهای تفریحی و ایدهآلها توسط مشاوران استعماری در راستای منافع خودشان تنظیم میشد که این امر موجب ناپختگی و خامی در زیست اجتماعی جمعی شده است.
سرعت تغییرات و شکافهای روحی
عضو هیئت علمی دانشگاه شیراز به سرعت تحولات در ایران اشاره کرد و گفت: سرعت تغییرات جامعه ما به سمت زیست اجتماعی زیاد است. شکلگیری چندین شهر با جمعیت چند میلیون نفری، وسعتی را ایجاد کرده که در جوامع دیگر کمتر دیده میشود. این سرعت بالا در تغییرات، سبب میشود که بازسازی روحی افراد نسبت به این تحولات عقب بماند.
زاهد زاهدانی تأکید کرد: کسانی که نسبت به بازسازی خود عقب میمانند طبیعتاً دچار ناامیدی و سرخوردگی میشوند و ممکن است به سمت خودکشی یا بعضی از ناهنجاریهای اجتماعی مانند دزدی سوق داده شوند.
مسئول پژوهشکده تحول و ارتقای علوم انسانی و اجتماعی دانشگاه شیراز یکی از دلایل اصلی سرخوردگیها که منجر به خودکشی میشود را، تضادهای موجود بین سبکهای زندگی سنتی، مدرن و اسلامی_انقلابی دانست و تصریح کرد: سبک زندگی سنتی در گذشته وجود داشت و اغلب با این سبک آشنایی دارند، پس از آن سبک زندگی به شیوه مدرن به وجود آمد و مدل جدیدی از زندگی را پیشنهاد داد و پس از آن شیوه زندگی به سبک انقلاب اسلامی آمد و شیوه جدیدی از زندگی باب شد. چالشهای بین این سه سبک زندگی، فشارهای روانی را در جامعه افزایش میدهد.
نقش هدفمند دشمن در تشدید شکافها
زاهد زاهدانی در ادامه به نقش آگاهانه دشمنان خارجی اشاره کرد و گفت: متأسفانه دشمن از شکافهای موجود در جامعه ایران آگاهی دارد و به روی همین مشکلات انگشت میگذارد.
وی افزود: دشمنی دشمنان از طریق فضای مجازی مشکلاتی را برای جامعه و مردم ایران ایجاد میکند و درصدد فروپاشی نظام اجتماعی و فرهنگی جامعه ما هستند.
زاهدانی ادامه داد: پس از جنگ دوازده روزه کاملاً آشکار شد که آمریکا و اسرائیل برنامهریزی دقیقی برای فروپاشی اجتماعی ایران دارند و این برنامهریزیها بر روی شکافهای اجتماعی سوار میشود؛ از جمله تزاحم بین سبکهای زندگی که آینده را برای نسل جوان تیره و تار جلوه میدهد.
خودکشی در نوجوانان و فشار روانی اقتصادی
مسئول پژوهشکده تحول و ارتقای علوم انسانی و اجتماعی دانشگاه شیراز به پدیده افزایش خودکشی در سنین پایین به ویژه نوجوانان اشاره کرد و گفت: بخشی از این مشکلات به دلیل فرزندسالاری و به اصطلاح لوس شدن بیش از حد فرزندان باشد و این اقدام نه از روی بنبست وجودی، بلکه ممکن است برای جلب توجه و کسب امتیاز بیشتر از بزرگترها صورت گیرد.
زاهد زاهدانی ادامه داد: اما در مورد افراد متأهل، فشار روانی-اقتصادی میتواند عامل اصلی آسیب به خود باشد.
وی با اشاره به اینکه در جامعه ما بیشتر از فشار اقتصادی، فشار روانی اقتصادی وجود دارد، گفت: افزایش جهشی قیمتها حتی برای کسانی که توانایی خرید دارند، یک ناراحتی روانی ایجاد میکند و این تلاطمهاست که برخی افراد را به سمت یأس و ناامیدی و در نتیجه تصمیم به خودکشی سوق میدهد.
جامعه ما هنوز سالم، اما سرعت تغییرات نگرانکننده است
عضو هیأت علمی دانشگاه شیراز افزود: با وجود تمام مشکلات، آمارها نشان میدهد جامعه ایران هنوز جامعه سالمی است و دو عامل مهم در کاهش فشارها نسبت به جوامع دیگر مؤثر است، نخست ارتباطات اجتماعی بسیار خوب به ویژه روابط خویشاوندی و خانوادگی که از لحاظ روانی، عاطفی و اقتصادی حامی هستند و دوم محبتورزیهایی که در جامعه وجود دارد و همدردیها را افزایش میدهد، میتواند در کاهش فشارهای روانی موثر باشد.
زاهد زاهدانی بیان کرد: اگرچه نسبت به جوامع دیگر در وضعیت بهتری قرار داریم، اما سرعت افزایش مشکلات روانی نگرانکننده است و باید به صورت جدی در دستور کار قرار بگیرد.
عوامل اجتماعی و معنوی کمرنگ شدهاند
محبوبه فلاح، کارشناس روانشناسی نیز در گفتگو با خبرنگار آنام به افزایش آمار خودکشی در میان نوجوانان و جوانان ایرانی ابراز نگرانی کرد و عوامل متعددی را در این پدیده پیچیده دخیل دانست.
وی با اشاره به اینکه خودکشی میتواند یک بیماری روانی زمینهای باشد، تأکید کرد: این اقدام ناگهانی نبوده و نتیجه تلاقی عواملی است که فرد را به سمت ناامیدی مطلق سوق میدهد.
این کارشناس روانشناسی در تشریح دلایل عمده این پدیده، به اختلالات خلقی به ویژه افسردگی و اضطراب شدید به عنوان ریشه اصلی اشاره کرد و گفت: بیشتر افرادی که اقدام به خودکشی میکنند، دچار اختلال روانی هستند. در اکثر نوجوانان، این اختلالات اغلب با احساس بیگانگی، فشار تحصیلی طاقتفرسا و ترس از آینده همراه میشود.
فلاح همچنین به عوامل اجتماعی تأثیرگذار پرداخت و خاطرنشان کرد: در دنیای امروز، فشارهای ناشی از شبکههای اجتماعی، زندگی بسیار ایدهآل و فارغ از مشکل و انتظارات غیرواقعی والدین و جامعه بار سنگینی بر دوش این نسل نهاده است. انزوای اجتماعی و بحران هویت در این دوره سنی، این آسیبپذیری را تشدید میکند.
وی با اشاره به اینکه یکی از دلایل اصلی ناامیدی در بین نوجوانان و جوانان کمرنگ شدن دین و معنویت است، گفت: در گذشته، دین و ساختارهای معنوی جامعه، چارچوبی برای معنابخشی به زندگی و رنجها فراهم میکرد و شبکهای حمایتی در اختیار افراد قرار میداد. تضعیف این پایگاههای معنایی و حمایتی منجر به احساس خلأ، بیهدفی و افزایش ناامیدی در مواجهه با مشکلات شده است. این مسئله، افراد را در برابر بحرانهای روانی آسیبپذیرتر میکند.
پایان/
- نویسنده : لیلا کریمی




