به گزارش آنام فارس، محمد ناصری راددر یاداشتی که برای انتشار در اختیار آنام فارس قرار داده است،نوشت: خبرنگاری، در روزگاری که حقیقت زیر آوار انبوه خبرها گم میشود، دیگر صرفاً پیشهٔ خبررسانی نیست و نوعی ایستادن است. ایستادن میان واقعه و فراموشی، میان آنچه دیده میشود و آنچه عمداً یا از سرِ غفلت از چشمها پنهان میماند.
و خبر، آن گزاره ایست که پیش از رسیدن به صفحه، از میان پرسشها، منافع، سکوتها و روایت های بسیار گذشته است. اما حقیقت، اغلب جایی بیرون از قاب ایستاده در حاشیهٔ شهر، در خانهٔ آدمی بی نام، در صدای پیرزنی که سالها کسی پای حرفش ننشسته، در رنج مردمی که مصیبتشان برای چند ساعت تیتر میشود، در اندوه مادری که فرزندش به ناحق کشته شده و سپس در هیاهوی خبرهای تازه به فراموشی سپرده میشوند.
کار خبرنگار، علاوه بر ثبتِ صرفِ حادثه، کشفِ لایههای پنهانِ آن است. پرسیدن از آن چیزی است که همه دیدهاند و کسی دربارهاش پرسش نکرده. یافتنِ انسانیست که در میان آمار گم شده و بازگرداندنِ صدا به کسی که سهمش از جهان، سکوت بوده است.
نیک میدانیم در روزگار وفورِ خبر، آنچه کمیاب شده، حقیقت است.
هر واقعهای روایتهای بسیار دارد و هر روایتی میتواند بخشی از حقیقت را روشن یا پنهان کند. از همینجاست که مسئولیتِ خطیرِ خبرنگار آغاز میشود جایی که باید میان “آنچه گفته شده” و “آنچه واقعاً رخ داده” فاصله بگذارد و در این فاصله، با چشم باز و وجدان بیدار قدم بزند.
خبرنگار اگر فقط ناقلِ آن مطالبی باشد که به دستش رسیده، حاملِ خبر است، خبرنگار زمانی معنا پیدا میکند که جرئت کند سرچشمهٔ خبر را بکاود، سکوتها را بشنود، تناقضها را ببیند و از خود بپرسد: چه کسی دیده نشده؟ چه صدایی شنیده نشده؟ کدام حقیقت در هیاهوی روایتها جا مانده است؟
۱۷ مرداد برایمان روز یادآوری سنگینیِ باری است که بر دوش قلندران حقیقت است. باری به نامِ حقیقت.
و حقیقت، گاهی تنها چیزیست که برای گفتنش، باید هزینه داد.
با این همه، هنوز ارزش دارد که کسی بایستد، نگاه کند، بپرسد و بنویسد، شاید برای آنکه فردا، وقتی تاریخ به عقب بازگشت، در میان این همه هیاهو، ردّی از آنچه واقعاً بر مردم گذشته بود باقی مانده باشد.
انتهای پیام /




