آمریکا هنوز به اهداف راهبردی خود در تقابل با ایران نرسیده است
آمریکا هنوز به اهداف راهبردی خود در تقابل با ایران نرسیده است
یک تحلیل‌گر سیاسی با اشاره به رقابت‌های قدرت در نظام بین‌الملل گفت مجموعه شواهد نشان می‌دهد ایالات متحده و متحدانش با وجود حملات و فشارهای گسترده، هنوز به اهداف استراتژیک خود در قبال ایران دست نیافته‌اند.

به گزارش خبرنگار گروه سیاسی آنام فارس،  حجت‌اله رضایی با اشاره به دیدگاه برخی کارشناسان درباره جنگ جهانی اول گفت: بسیاری از تحلیلگران معتقدند افزایش قدرت آلمان و نگرانی بریتانیا از این روند، از عوامل مهم شکل‌گیری آن جنگ بود؛ رخدادی که در نهایت به تضعیف مرکزیت اروپا در نظام سیاسی جهان انجامید.

به گفته رضایی، در همین چارچوب نظری نیز رابرت کاگان معتقد است که «بروز مناقشات هژمونیک در بسیاری موارد ناشی از ترس از افول یا فرسایش قدرت یک کشور است.»

وی اظهار داشت: ایالات متحده آمریکا به همراه متحدان راهبردی خود و به عنوان معمار موازنه قدرت در جهان به این جمع‌بندی رسیده‌اند که ایران و نظام سیاسی حاکم بر آن، به دلیل جایگاه ژئوپلتیک و همچنین ماهیت ایدئولوژیک خود، موجب کاهش نفوذ و قدرت آنان در منطقه خاورمیانه شده است.

به گفته رضایی، از سال ۲۰۰۲ و با طرح «خاورمیانه بزرگ» و تشدید فضای ایران‌هراسی، تلاش‌هایی برای مهار و کاهش نفوذ ایران در منطقه آغاز شد.

این تحلیل‌گر سیاسی افزود: در ادامه این روند، آمریکا و برخی متحدان آن از جمله رژیم صهیونیستی با هدف تضعیف منابع قدرت ایران وارد تقابل‌هایی شدند که از آنها با عنوان جنگ‌های ۱۲ روزه و ۴۰ روزه یاد می‌شود.

رضایی در پاسخ به این پرسش که آیا آمریکا و متحدانش به اهداف خود دست یافته‌اند، گفت: بر اساس برخی گزارش‌ها از جمله گزارش رسمی سنتکام، بیش از ۱۳ هزار هدف در ایران مورد حمله قرار گرفته و خسارات و هزینه‌هایی نیز به کشور تحمیل شده است. با این حال، منابع قدرت ایران در میدان همچنان فعال و اثرگذار باقی مانده است؛ از جمله توان موشکی و شبکه نیروهای هم‌پیمان منطقه‌ای.

وی ادامه داد: علاوه بر این، گزارش‌هایی درباره حفظ حدود ۴۵۰ کیلوگرم اورانیوم و نیز استمرار تسلط ایران بر تنگه هرمز به عنوان یکی از مهم‌ترین آبراه‌های ترانزیتی جهان مطرح است.

به اعتقاد رضایی، مجموعه این عوامل نشان می‌دهد که آمریکا و متحدانش تاکنون به اهداف استراتژیک مورد نظر خود دست نیافته‌اند و حتی در برخی ابعاد با چالش‌های پیچیده‌تری مواجه شده‌اند.

این فعال سیاسی اصلاح طلب درباره چرایی شکل‌گیری آتش‌بس نیز گفت: مجموعه‌ای از عوامل در این تصمیم نقش داشته است؛ از جمله محدودیت در تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز و نگرانی از بحران انرژی در جهان، فشار افکار عمومی در داخل آمریکا، و همچنین آسیب‌پذیری کشورهای حوزه خلیج فارس و احتمال اختلال در ساختار حکمرانی آنها.

رضایی افزود: در چنین شرایطی به نظر می‌رسد دولت آمریکا به رهبری دونالد ترامپ مسیر نوعی دیپلماسی جبرآمیز را در پیش گرفته است؛ رویکردی که می‌تواند با هدف ایجاد فرصت راهبردی برای بازسازی توان، بازتنظیم تاکتیک‌ها و مدیریت مرحله بعدی رقابت دنبال شود. این فعال سیاسی تأکید کرد: نگاه‌ها به نشست اسلام‌آباد پاکستان دوخته شده تا مشخص شود این مذاکرات چه نتایجی به همراه خواهد داشت.

وی در بخش دیگری از سخنان خود درباره چشم‌انداز توافق گفت: با توجه به سوابق مقامات مذاکره‌کننده و نیز شروط اعلامی طرفین، از جمله شروط ۱۵‌گانه واشنگتن و شروط ۱۰‌گانه جمهوری اسلامی ایران، دستیابی به توافقی جامع چندان ساده به نظر نمی‌رسد.

به گفته رضایی، بخش مهمی از این شروط ماهیتی حداکثری دارد و بیش از آنکه به حل اختلافات منجر شود، از سوی هر طرف به عنوان نوعی تسلیم‌نامه برای طرف مقابل تلقی می‌شود. در برخی از رویکردهای مطرح در سیاست‌های آمریکا، نگرش‌های ایدئولوژیک رژیم صهیونیستی نیز قابل مشاهده است.

این تحلیل‌گر سیاسی در پایان تأکید کرد: تا زمانی که چنین نگاه‌های ایدئولوژیک و اختلافات بنیادین میان طرفین وجود داشته باشد، آتش‌بس لزوماً به صلح پایدار منتهی نخواهد شد و ممکن است صرفاً به عنوان بخشی از راهبرد کلی جنگ و تقابل تلقی شود.

انتهای متن/

  • منبع خبر : دریافتی