از لالایی‌های فراموش‌شده تا اجاق‌های مقدس ایل؛ روایت جوانان فارس از حافظه فرهنگی جنوب
از لالایی‌های فراموش‌شده تا اجاق‌های مقدس ایل؛ روایت جوانان فارس از حافظه فرهنگی جنوب
در شبی خاطره‌انگیز، نگارخانه سروناز میزبان دو فیلم مستند از نسل تازه فیلم‌سازان فارس بود؛ آثاری که از دل نغمه‌ها و آیین‌های ایل، زبان تازه‌ای برای بازگویی هویت قومی و حافظه فرهنگی جنوب ایران یافتند.

«سرکوهی»؛ آواز مادرانه در دل خاموشی‌ها

به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی آنام فارس، در آغاز برنامه، فیلم «سرکوهی» به کارگردانی محمد ناصری‌راد اکران شد؛ مستندی شاعرانه درباره لالایی‌ها و نغمه‌های شفاهی عشایر و روستاییان جنوب.
ناصری‌راد با چینش تصویری دقیق و روایت آرام، نغمه‌هایی را به تصویر کشیده بود که در گذر زمان و هجوم رسانه‌های مدرن آرام‌آرام به خاموشی گراییده‌اند. در این مستند، صدا جای گفتار را می‌گیرد و هر نغمه، چون سایه‌ای از گذشته بر چهره زمان می‌لغزد. دغدغه‌ی اصلی فیلم، حفظ میراث شنیداری مردمان بومی است؛ میراثی که در نبود مراقبت فرهنگی، در خطر فراموشی مطلق است.

«اجاق»؛ شعله‌ی همیشه روشن در دل ایل قشقایی

فیلم دوم، ساخته‌ی علی بلندنظر، به «اجاق» در فرهنگ قشقایی می‌پردازد؛ عنصری که هم گرمای زیست ایل را نگه می‌دارد و هم نماد تقدس و تداوم نسل‌هاست.
بلندنظر با ظرافتی تحسین‌برانگیز، به جای روایت مستقیم، به تصویر و گفت‌وگوی طبیعی تکیه کرده؛ در دل سخن مردان، صدای زن را می‌شنویم بی‌آنکه او مقابل دوربین آمده باشد. همین غیابِ پرحضور، معنای تازه‌ای به نقش زن در حیات ایل می‌بخشد. فیلم با بهره‌گیری از رنگ، صدا و بافت‌های قوم قشقایی، روحی زنده از سنت را به تماشاگر منتقل کرد و توانست میان فرم مستند و حس آیینی، تعادل ایجاد کند.

زبان سینما در خدمت هویت بومی

اکران دو فیلم نشان داد که نسل تازه سینماگران شیراز و فارس، دغدغه‌ی بازخوانی سنت‌ها را با زبان تصویر دنبال می‌کند. از صدای آرام مادران در شب‌های ایل تا نور اجاق‌های خانگی، هر دو مستند بر یک باور مشترک تأکید داشتند: **فرهنگ عامه، هنوز زنده است اگر شنیده و دیده شود.

حضور مستندسازان، منتقدان و علاقه‌مندان در اکران امشب ثابت کرد که سینمای مستند در جنوب ایران، دیگر پدیده‌ای حاشیه‌ای نیست؛ بلکه راهی است برای گفتگو میان گذشته و اکنون. هنر، در قالبی بی‌ادعا اما صادق، بار دیگر یادآور شد که **هویت، تنها در خاطره نیست؛ در قاب دوربین هم نفس می‌کشد.

انتهای متن/

 

  • نویسنده : پریسا کاظمی