آیینی که ویترینی می‌شود: یلدا در کشاکش معنا و مصرف
آیینی که ویترینی می‌شود: یلدا در کشاکش معنا و مصرف
یلدا آیینی است که قرن‌ها با زندگی مردم هم‌قدم بوده، نه جلوتر از توانشان و نه عقب‌تر از نیازشان. اما امروز این پرسش جدی مطرح است که آیا این سنت همچنان در متن زیست اجتماعی جریان دارد یا آرام‌آرام به یک مناسبت تقویمیِ تزیینی تقلیل یافته است.

به گزارش آنام فارس، شب یلدا بیش از آنکه یک مناسبت تقویمی باشد، بازتابی از زیست اجتماعی ایرانیان است؛ آیینی که قرن‌ها بدون آیین‌نامه، بودجه رسمی یا تبلیغ سازمان‌یافته، در خانه‌های مردم زنده مانده  و نسل به نسل منتقل شده است.ماندگاری یلدا نه محصول حمایت حاکمیتی بوده و نه نتیجه موج‌سازی رسانه‌ای؛ راز بقای آن در مردمی‌بودن آن نهفته است.

اما امروز، یلدا مثل بسیاری از سنت‌های دیگر، در معرض یک پرسش جدی قرار دارد: آیا مردم قرار است «کنشگر» این آیین بمانند یا صرفاً «تماشاگر» نسخه‌ای تزیینی و مصرفی از آن باشند؟

واقعیت این است که بخش قابل‌توجهی از جامعه دیگر یلدا را مثل گذشته تجربه نمی‌کند. نه از سر بی‌میلی فرهنگی، بلکه به دلیل فشارهای اقتصادی، تغییر سبک زندگی و فاصله‌ای که ناخواسته میان مردم و سنت‌ها ایجاد شده است. وقتی تأمین ساده‌ترین اقلام یلدایی برای برخی خانواده‌ها دشوار می‌شود، طبیعی است که آیین به حاشیه برود و معنا، جای خود را به حس حذف‌شدگی بدهد.

در کنار اقتصاد، نقش شبکه‌های اجتماعی نیز قابل‌انکار نیست. یلدا امروز بیشتر دیده می‌شود تا زیسته شود. تصاویر جای روایت را گرفته‌اند؛ سفره‌ها دیده می‌شوند، اما گفت‌وگوها و مکث‌ها کمتر شده است. این تغییر لزوماً منفی نیست، مگر آنجا که ظاهر جای معنا را بگیرد.

تفاوت‌های نسلی امروز به یکی از عوامل تعیین‌کننده در تجربه یلدا تبدیل شده است. برای نسل‌های پیشین، یلدا آیینی یکپارچه و محدود به جغرافیای خانواده و محله بود؛ آیینی که در یک فضا، با یک روایت مشترک تجربه می‌شد. اما نسل جدید در جهانی چندپاره و متکثر رشد کرده است؛ جهانی که در آن سنت خانوادگی هم‌زمان با زیست دیجیتال معنا پیدا می‌کند.

این تکثر الزاماً به معنای گسست از یلدا نیست، بلکه نشانه تغییر در شیوه زیستن آن است. جوان امروزی ممکن است به‌جای نشستن دور سفره‌ای مفصل، هم‌زمان با دوستی در شهری دیگر آنلاین شود و فال حافظ بگیرد، یا روایت شخصی‌اش از یلدا را در قالب یک استوری ثبت کند. از نگاه سنتی، این شکل‌ها گاه سطحی یا مصرفی به نظر می‌رسند؛ اما در واقع تلاشی‌اند برای ترجمه آیین به زبان امروز.

مسئله اصلی نه «درست یا نادرست بودن» این شکل‌ها، بلکه توان آن‌ها در انتقال معنای جمعی یلداست. آیا این تجربه‌های نو می‌توانند حس هم‌زمانی، هم‌دلی و مکث جمعی را حفظ کنند، یا یلدا را به تجربه‌ای فردی و گذرا تقلیل می‌دهند؟ پاسخ به این پرسش، در گفت‌وگوی نسل‌ها نهفته است؛ جایی که هسته معنایی یلدا—یعنی مکث برای با هم بودن—از قالب‌های قدیمی به صورت‌های تازه منتقل می‌شود، بدون آنکه محتوا در ظاهر جدیدش تهی شود.

به این معنا، یلدا تنها در کشاکش اقتصاد و رسانه تعریف نمی‌شود؛ بلکه در میانه نسل‌ها نیز نیازمند بازتعریف است.

از سوی دیگر، رسمی‌سازی مناسبت‌ها اگر بدون توجه به واقعیت زندگی مردم باشد، نتیجه‌ای معکوس دارد. آیینی که در قالب برنامه‌های کلیشه‌ای و پیام‌های تکراری بازتولید می‌شود، به‌تدریج از زندگی روزمره فاصله می‌گیرد. سنت‌ها زمانی زنده‌اند که مردم خودشان آن‌ها را زندگی کنند، نه اینکه فقط در قاب رسانه‌ها ببینند.

با این همه، یلدا هنوز زنده است؛ چون هنوز خانواده‌هایی هستند که با یک دانه انار، یک فال حافظ یا حتی یک تماس کوتاه، این شب را بهانه‌ای برای با هم بودن می‌کنند. همین رفتارهای ساده و بی‌ادعا، جوهره استمرار آیین‌هاست.

وظیفه رسانه، به‌ویژه رسانه‌های محلی، نه بزک‌کردن واقعیت است و نه نوستالژی‌سازی اغراق‌آمیز. واقعیت این است: مردم خسته‌اند، اما بی‌علاقه نیستند؛ نادیده گرفته شده‌اند، اما حذف نشده‌اند. اگر آیین‌ها قرار است دوام بیاورند، باید دوباره به زبان مردم و در اندازه توان مردم بازگردند.

یلدا قرار نیست میدان رقابت سفره‌ها باشد؛  قرار است مکثی کوتاه در شلوغی زندگی امروز باشد. اگر این معنا حفظ شود، آیین فارغ از شکل برگزاری، همچنان زنده خواهد ماند.اما اگر مردم احساس کنند تنها نقششان مصرف‌کننده یا تماشاگر است، سنت‌ها آرام‌آرام به تقویم محدود می‌شوند.

باور داریم آیین‌ها زمانی پایدار می‌مانند که مردم محور باشند، نه ویترین‌ها. یلدا اگر قرار است ادامه پیدا کند، باید دوباره از خانه‌های ساده، گفت‌وگوهای واقعی و روایت‌های خاموش آغاز شود؛ همان‌جایی که همیشه زنده بوده است.

باور داریم آیین‌ها زمانی پایدار می‌مانند که مردم محور باشند، یلدا اگر قرار است ادامه پیدا کند، باید دوباره از خانه‌های ساده، گفت‌وگوهای واقعی و روایت‌های خاموش آغاز شود؛ همان‌جایی که همیشه زنده بوده است، نه جایی که فقط دیده می‌شود.

انتهای متن/