به گزارش آنام فارس، محمد ناصریراد، کارگردان و فعال تئاتر، در یادداشتی به اتفاقات مراسم اختتامیه جشنواره تئاتر استان فارس و واکنش محمد هاشمزاده، دیگر کارگردان تئاتر، پرداخت.
متن این یادداشت به شرح زیر است:
درود محمد هاشمزاده،
دیشب در اختتامیه بودم؛ همه را از نزدیک دیدم، هوا پُر از التهاب بود و چهرهها میان شوق، خستگی و انتظار شناور.
هیچنگو هملت، حاصل یکونیم سال کار بیوقفه و هزینهای سنگین در معرضِ قضاوت بود؛ اثری که پشتش رگ و پیِ کار تو قرار داشت.
فشار لحظه اعلام نتایج را میشد از دور حس کرد.
بله نیک میدانم چقدر سخت است وقتی احساس میکنی حقِ کارت دیده نشده؛ اثری که در هفت بخش جایزه گرفته، اما در لحظهی نهایی معرفی به فجر نشده است. سنگینی چنین تناقضی بر شانهٔ هر هنرمندی فشار میآورد و لحظه را تلخ میکند.
شکستن لوحها جلوی تالار و در برابر چشم صدها نفر، تصویری ساخت که از جنس اعتراض بود، امّا در جانِ تئاتر فارس، لرزشی ایجاد کرد.
فراموش نکنیم قبل از هر کُنشی، صحنه، خانهٔ مشترک نسلهای مختلف است. هر آسیب بر پیکرِ نیمه جانِ این خانه، پیش از هر داور و مدیر، بر ذهن و دل نیروهای تازهوارد مینشیند. این نسل جوان، که با رؤیا و اشتیاق قدم در سالن میگذارد، در چنین لحظههایی الگوی رفتار حرفهای را جستوجو میکند. رفتار تند بر سِن، برای تربیت شان پیام درستی ندارد و مسیرشان را تاریکتر میکند؛ درحالیکه این حوزه بیش از هر زمان به روشنایی و الگوسازی پایدار نیاز دارد.
سه سال پیش، با نمایشی دیگر در همین استان درخشیدی و با افتخار راهی مرحلهی بالاتر شدی و دست جهانی هم برای استان افتخار آفریدی. امسال دیگران فرصت دیدهشدن یافتند و مسیرشان را ادامه دادند. این گردش طبیعی میدان است؛ هر سال صدایی تازه شنیده میشود، هر دوره نام تازهای بالا میرود. عدالت هنری در همین گردش زنده است. نباید فراموش کرد جشنواره مقصد نهایی هیچ کس نیست؛ چراغی است برای ادامهٔ مسیر. مسیرِ واقعی در تمرین، ساختن، بهبود و حضور مداوم شکل میگیرد.
مسئله اصلی تئاتر فارس جایزه یک شب نیست. این استان ظرفیت هنریِ گستردهای دارد؛ سه سهمیه برای چنین حجم بزرگی از نیرو، کوچک و محدود است. حداقل پنج ظرفیت در فجر برای چنین قلمروی فرهنگی ضروری است. برای دستیابی به این جایگاه، مطالبهگریِ سنجیده لازم است؛ گزارش رسمی، نامهٔ صنفی، جمعآوری امضا، پیگیری مکتوب و مستمر.
بی تردید مدیران فرهنگی زمانی مجبور به بازنگری میشوند که مطالبه، استوار و منطقی ارائه شود. رفتار لحظهای در برابر چشم جمع، مدیر را تکان نمیدهد، اما صدا و سندی روشن، توازن تصمیمگیری را جابهجا میکند.
من نمایش تو را ندیدم، اما دربارهاش از زبان هنرمندان و تماشاگران بسیار شنیدم، خوب شنیدم، همین شنیدهها نشان میدهد که کارِ تو اثر گذاشته. اثرگذار بودن، نخستین سرمایهٔ یک هنرمند است. سرمایهای با ارزش در تداوم معنا پیدا میکند؛ در حضور، در ساختن، در قدمهای پشتسرهم.
هاشمزاده، وجه تسمیهٔ نمایشت “هیچ نگو هملت” خودش سرشار از معناست؛ نامی که هم سکوت را فرا میخواند و هم اعتراض را. “هیچ نگو” یادآور فروخوردن درد است و “هملت” نماد تردید و جنگ درونی. ترکیب این دو، خود بیان میسازد، نمایشی درباره سخنی که گفته نمیشود و زخمی که گفتهنگفتن عمیقترش میکند. درست همین نام یادآوری میکند که صحنه جای روشنکردن معناست، نه شکستن آن.
دیشب وقتی از سالن بیرون آمدم، میان گفتوگوهای پراکندهٔ هنرمندان، یک جمله بیشتر از بقیه شنیده میشد: تئاتر فارس بیش از هر چیز به اتحاد لازم دارد.
این جمله ساده است، امّا ریشه دارد. این استان، با سابقه و تاریخ و استعدادی که در خونش جریان دارد، با چند حرکت احساسی از مسیر باز نمیماند، امّا ترکهایی که این دست رفتارها ایجاد میکنند، نیروهای جوان را مردّد و مدیران را آسوده خاطر میکند.
امروز زمان یک انتخاب بزرگ است، ساختن جایگاه تازه برای تئاتر فارس.
افزایش ظرفیتها.
تقویت کیفیت.
و ایجاد الگویی که نسل جدید بتواند به آن اعتماد کند.
از یاد نبریم کنارهگیری و تحریم، در ظاهر واکنشی قاطع است، اما در عمل نتیجهای جز دورشدن از جریان اصلی و محدودشدن صدا ندارد. حضور و پیگیریِ مداوم همیشه اثرگذارتر است و امکان تغییر را زنده نگه میدارد.
هاشمزاده، تو سالها در این استان کار کردهای، از فرصتها در جهت رشد بهره بردهای و در شکلگیری امروز تئاتر فارس سهم داشتهای. ادامهدادن، ماندن و افزودن بر میراث، برازندهی کسی است که این اندازه برای صحنه وقت و زندگی گذاشته.
در کنار همهی اینها، لازم است به برگزیدههای امسال هم تبریک بگویم. انتخابشدن در این میدانِ سخت، حاصلِ ماهها تلاش و ایستادگی است و ارزشمند. برایشان آرزوی موفقیت میکنم و امیدوارم مسیرشان در ادامه روشنتر شود و بتوانند نمایندهای شایسته برای تئاتر فارس در هر مرحلهای باشند.
انتهای متن /
- نویسنده : محمد ناصری راد




