به گزارش آنام فارس، در این یاداشت می خوانید: آری، نیک دریافته ایم در جهان امروز، هر آنچه سود فوری نداشته باشد حذف میشود.
منطق نئولیبرالیسم، از شهر تا روستا، از صنعت تا فرهنگ، در یک جمله خلاصه میشود: هر آنچه نمیفروشد، باید فراموش و حذف شود.
تصمیم اخیر برای انحلال سازمان امور عشایر نیز در امتداد همین منطق است؛
منطقی که حیاتِ انسانی و بومی را به جدولِ سود و زیان تقلیل میدهد.
اما خاک با حساب سود نمیچرخد، هرگز نچرخیده و با هیچ چرخی نخواهد چرخید.
عشایر ایران، هزار سال پیش از دولتهای مدرن وجود داشتهاند؛
نظامی خودکفا، پویا و کماکان زنده، برآمده از رابطهای واقعی میان انسان و زمین، فرزند و مادر.
اقتصادشان از دام و کوچ و چرخهٔ طبیعت شکل گرفته است و ربطی به وابستگی به نفت یا یارانه نداشته و ندارد.
هر کوچ، نظمی طبیعی دارد؛
درسِ مدیریتِ منابعست و تابآوری در برابر خشکسالی و بحران.
چنین سازوکاری را نمیتوان با امضای یک مصوبه از میان برداشت.
نئولیبرالیسم، انسان را از تولید حذف میکند و جای او را به ماشین، عدد و الگوریتم میدهد.
اما عشایر، خودِ انسانِ تولیدگرند؛
اقتصادشان انسانی است و ارزشِ کارشان در تداوم زندگی نهفته است و صنمی با رقمِ ترازنامهها ندارد.
آنزمان که دولت تصمیم میگیرد نهادی چون سازمان عشایر را حذف کند،
در واقع، پیوند خود را با یکی از سالمترین و شریفترین اشکالِ زیستِ اجتماعی میگسلد.
در دشت و کوه، کسی از کوچکسازی دولت حرف نمیزند.
در دشت، کوچ یعنی زندگی.
زنان نانِ داغ را از تنور بیرون میکشند،
مردان گله را به سوی چشمه میرانند،
و کودکان، مرز را با صدای زنگ گوسفندان فرا میگیرند.
ایل، دانشگاهی است که در آن اقتصاد، اخلاق و فرهنگ درهم تنیدهاند.
هر زن عشایر، نگهبان طعمِ نان است؛
هر مرد، مرزبانیست با نِی و چوبدستش؛
و هر چادر، سندیست از تداوم ایران.
تصمیمهای اداری روی کاغذ نوشته میشوند،
اما حیات عشایر بر خاکست.
کاغذ فراموش میشود،
خاک اما حافظه دارد.
و تا این حافظه زنده است، ایران زنده است.
سازمان امور عشایر تنها یک نهاد نیست؛
پُلیست میان دولت و مردمی که هنوز با طبیعت زندگی میکنند.
حذف آن، بریدن زبان گفتوگوی حاکمیت با خاک است.
جامعهای که این گفتوگو را از دست بدهد،
از ریشه جدا میشود.
ایل ادامه دارد.
در دِنا و سبلان، در قشقایی و بختیاری،
در پژواکِ نِی، در حنجرهٔ مردِ ایلیاتی، در دستانِ پینهبستهٔ زنان و در نگاه کودکانی که هنوز میدانند خاک یعنی خانه.
تصمیمها میآیند و میروند،
اما تا کوچ در جریان است،
این سرزمین زنده خواهد ماند، فراموش نکنید، فراموش نمیکنیم.
محمد ناصریراد / فعال رسانه و مستندساز
مهرماه ۱۴۰۴




