بازخوانی میراث کوروش بزرگ: عدالت، مدارا و مدیریت قانونمدار در پهنه تاریخ
بازخوانی میراث کوروش بزرگ: عدالت، مدارا و مدیریت قانونمدار در پهنه تاریخ
با فرارسیدن هفتم آبان، نام کوروش بزرگ – بنیان‌گذار شاهنشاهی هخامنشی و نماد عدالت و مدارای فرهنگی – بار دیگر در محور توجه افکار عمومی ایران و جهان قرار می‌گیرد. این روز که با واقعه ورود کوروش به بابل در سال ۵۳۹ پیش از میلاد هم‌زمان دانسته می‌شود، فرصتی برای بازخوانی اندیشه سیاسی، فرهنگی و انسانی یکی از مؤثرترین شخصیت‌های تاریخ ایران است.

به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی آنام فارس، همزمان با فرارسیدن هفتم آبان ماه، نام کوروش بزرگ – بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی – بار دیگر در کانون توجه افکار عمومی قرار میگیرد. این روز که با ورود کوروش به بابل در سال ۵۳۹ پیش از میلاد همزمان دانسته میشود، بهانه ای برای مرور میراث سیاسی- فرهنگی اوست:  عدالت، مدارای دینی و مدیریت قانونمدار.

پیشینه تاریخی روز کوروش

روز کوروش هفتم آبان در حافظه فرهنگی ایرانیان به واقعه ورود کوروش به بابل نسبت داده میشود؛ رویدادی که بنا بر لوح ها و گزارش های تاریخی، بدون خونریزی ثبت شده و نقطه عطفی در نظم سیاسی آسیای غربی بوده است. در این روز، به روایت متون باستانی، کوروش با اتخاذ سیاست های آمرانه – عادالنه، نظم تازهای را بر شهر بابل تحمیل نکرد؛ بلکه با رعایت شعائر دینی و بازگرداندن تبعیدیان، مشروعیت خود را بر پایه احترام به آیین ها و قانون تثبیت کرد.

این رویکرد، تفاوت بنیادینی با فتح های رایج در آن دوران داشت. به جای تخریب زیرساخت های قدرت محلی و تحمیل خدایان جدید، کوروش خود را در مقام مجری سنت های موجود (مانند خدای مردوک در بابل) معرفی کرد.

این “سیاست مدارا” نه فقط یک تاکتیک نظامی، بلکه یک استراتژی حکومتی برای ادغام موفقیتآمیز ملت های فتح شده در امپراتوری نوپای پارسی بود. این عمل، زمینه ساز حکمرانی طوالنی مدت و نسبتاً باثباتی در قلمرو وسیع هخامنشیان شد.

کوروش؛ از روایت ها تا تاریخ کوروش دوم

کوروش بزرگ در فاصله سالهای ۵۵۹ تا ۵۲۹ پیش از میلاد سلطنت کرد و با شکست آستیاگ شاه ماد، کرزوس شاه لیدیه و در نهایت تصرف بابل، نخستین امپراتوری گسترده چندقومیتی منطقه را سامان داد. امپراتوری هخامنشی، در اوج قدرت خود، بخش های عظیمی از آسیای میانه، خاورمیانه و شمال آفریقا را در بر میگرفت. منابع کالسیک یونانی مانند هرودوت و گزنوفون، تصویر متفاوتی ارائه میکنند.

هرودوت: تمرکز بر منشأ افسانه های کوروش، داستان تولد او از خاندان ماد و نجات توسط چوپانی پس از دستور قتل توسط آستیاگ.

گزنوفون (کوروشنامه): تصویری آرمانی از کوروش به عنوان فیلسوف- سلطان که بر اساس اصول اخالقی و خرد تربیت شده است.

پژوهش های مدرن بر لزوم تفکیک اسطوره از تاریخ تأکید دارند. در حالی که هسته های تاریخی فتوحات و تأسیس امپراتوری تأیید میشود، پژوهشگران معاصر به اغراق های ادبی و جهت گیری های سیاسی منابع یونانی—که اغلب تحت تأثیر رقابت های فرهنگی با ایران بودند— انگشت میگذارند. با این وجود، هسته مرکزی شخصیت کوروش   یک رهبر نظامی هوشمند و یک مدیر سیاسی مبتکر در متون باقی مانده است.

منشور کوروش؛ پیام عدالت در تاریخ

استوانه گِلی کوروش که امروز در موزه بریتانیا نگهداری میشود، گزارشی است از سیاست های کوروش پس از فتح بابل. این سند مکتوب به زبان اکدی، بر چند محور اصلی تأکید دارد:

.  تأیید معابد و شعائر دینی: احترام به خدایان محلی و حفظ ساختارهای مذهبی.

.  بازگرداندن برخی جوامع به سرزمین خود: مهمترین بخش این سیاست، فرمان آزادی یهودیان تبعیدی و حمایت از بازسازی اورشلیم بود.

.  تثبیت نظم شهری: تأکید بر بازسازی شهر و تأمین رفاه مردم بابل تحت قیمومیت ایران.

این سند در ادبیات عمومی و سیاسی ایران به عنوان “نخستین منشور حقوق بشر” شناخته شده است. این نامگذاری به دلیل تأکید آن بر آزادی های بنیادین هرچند در چارچوب روابط فرمانروا و رعیت تعریف شده، رواج یافته است. با این حال، شماری از پژوهشگران، به ویژه در مطالعات ِ بین المللی تاریخ خاور نزدیک، آن را بیش از آنکه منشور حقوقی فراگیر جهانی بدانند، بیانی های سیاسی-دینی برای تثبیت قدرت در چارچوب سنت های بین النهرین تلقی میکنند. این بیانیه مشروعیت کوروش را نزد کاهنان بابلی و مردم آن شهر تضمین میکرد. بهرغم اختلاف در خوانش ها، اهمیت نمادین استوانه کوروش در تاریخ اندیشه سیاسی ایران و جهان و تداوم مفهوم “حکمرانی عادلانه انکارناپذیر است

روایت فتح ها؛ از هگمتانه تا سارد و بابل

توسعه امپراتوری کوروش یک فرآیند تدریجی بود که بر اساس اتحادها، فتوحات نظامی و الحاق های داوطلبانه شکل گرفت .

 اتحاد با پارس و ماد: پس از به قدرت رسیدن در پارس (حدود ۵۵۹ پ.م.)، کوروش با استفاده از نارضایتی های موجود در امپراتوری ماد، با آستیاگ جنگید و پس از پیروزی بر مادها، هگمتانه “پایتخت ماد” را فتح کرد و کنترل منابع و ارتش ماد را به دست آورد.

جبهه غرب (لیدیه): در دهه ۵۴۰ پ.م.، کرزوس، شاه ثروتمند لیدیه، کوروش را تهدیدی برای منافع خود دانست و حمله کرد. ارتش لیدی در نبردهای سارد شکست خورد و پایتخت لیدیه به دست ایرانیان افتاد. این فتح، دروازه ورود ایران به یونان غربی و دریای اژه را باز کرد.

فتح بابل (۵۳۹ پ.م.): بزرگترین دستاورد استراتژیک کوروش، ورود به بابل بود. این فتح، که اغلب با استقبال مردم همراه بود، ایران را به قدرت غالب بین النهرین و مدیترانه شرقی تبدیل کرد. این روند، شبکه ای از شهرها و ساتراپی ها را زیر سلطه پارس قرار داد که مدیریت آنها بر اساس احترام به ساختارهای محلی استوار بود. این مدیریت یکپارچه، امکان مدیریت مؤثر بر مناطقی با تنوع زبانی و دینی فوقالعاده ای را فراهم ساخت.

جایگاه کوروش در منابع تمدنی

جایگاه کوروش در منابع تمدنی مختلف، تصویری چندبعدی از او ترسیم میکند که نشاندهنده تأثیرگذاری عظیم او بر چهار حوزه تمدنی اصلی در آن زمان است:

سنت یونانی: تصویر کالسیک او اغلب از منظر یک سردار بزرگ، یا در مواردی به عنوان نمونه ای از حکومت مطلوب هرچند بیگانه دیده میشود. گزنوفون او را به عنوان نمونه ایده آل یک پادشاه عادل معرفی میکند

روایت های یهودی (عهد عتیق): در کتابهای مقدس یهودیان، کوروش با عنوان “مسیح” یا “شاه مسح شده” خداوند یاد میشود.  زیرا او فرمان آزادی یهودیان از اسارت بابلی و بازسازی معبد اورشلیم را صادر کرد. این موضوع او را در تاریخ یهود بهعنوان یک منجی معرفی میکند.

منابع بابلی: همانطور که در استوانه ذکر شد، کوروش خود را مطیع خدایان محلی به ویژه مردوک معرفی کرد و این امر مشروعیت او را در میان روحانیت بابل تثبیت نمود.

این تنوع تصویری، نشان دهنده نبوغ سیاسی کوروش در کسب مشروعیت از منابع مختل – دینی، حقوقی، نظامی و فرهنگی – برای اداره یک امپراتوری جهان شمول است .

آیینهای بزرگداشت؛ پاسارگاد و حافظه جمعی

در دو دهه اخیر، هفتم آبان بهانه ای برای حضور گروه هایی از مردم در محوطه میراث جهانی پاسارگاد – آرامگاه – است. این تجمع ها،  که ریشه در تداوم ارتباط فرهنگی مردم با این شخصیت تاریخی دارند، در سال های مختلف با ابعاد متفاوتی برگزار شده اند.

آیین های نمادین چون نثار گل، قرائت متون تاریخی مرتبط با کوروش و ادای احترام به بنیانگذار سلسله، هر سال در سطحی از گستردگی برگزار میشود. با این حال، به دلیل اهمیت حفاظتی محوطه میراث جهانی یونسکو، برگزاری تجمعات گسترده نیازمند هماهنگی و رعایت ضوابط سختگیرانه ای است تا آسیبی به بنای تاریخی نرسد. در نتیجه، در سال های اخیر، بخشی از برنامه های بزرگداشت به نشست های علمی و بازخوانی های مجازی و رسانه ای منتقل شده اند تا تمرکز بر جنبه های فرهنگی و تاریخی قضیه حفظ شود.

جایگاه حقوقی و تقویمی روز کوروش در تقویم رسمی کشور جمهوری اسلامی ایران ثبت نشده است. این موضوع منعکس کننده پیچیدگی های تاریخی و فرهنگی مرتبط با این شخصیت در دوران معاصر است. با وجود این، در تقویم فرهنگی، رسانه ای و حافظه عمومی ایرانیان، این روز حضوری پررنگ دارد.

در سال های اخیر، نهادهای علمی و دانشگاهی با برگزاری نشست هایی تحت عنوان “از افسانه تا واقعیت” یا “پالایش” منابع تاریخی هخامنشی”، تلاش کرده اند تا روایت های عامه را با یافته های باستانشناسی و متون تاریخی انطباق دهند. محور مشترک این نشست ها، دفاع از روش مند بودن مطالعات تاریخی و هشدار نسبت به تحریف های غیرعلمی یا سیاسی شده است. هدف، حفظ شخصیت کوروش در جایگاه یک بنیانگذار تاریخی و سیاسی، به جای اسطوره سازی های غیرمستند است.

گفتوگوهای علمی اخیر در نشستهای تخصصی که اخیراً توسط پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری و موزه ملی ایران برگزار شده، بر چند نکته کلیدی درباره اهمیت تاریخی و فرهنگی کوروش تأکید شده است:

فرهنگ ایران در پهنه جهان:

  • تأکید بر این نکته که فرهنگ ایران فراتر از مرزهای سیاسی امروزین شکل گرفته و امپراتوری هخامنشی نمونه ای از این گستردگی بوده است
  • مدل حکمرانی: تأیید مجدد بر شواهد تاریخی مبنی بر اینکه ورود کوروش به بابل با کمترین خشونت ثبت شده است، که الگویی از مدیریت بحران و جذب سیاسی را نشان میدهد.
  • اهمیت پژوهش: لزوم دسترسی عمومی به پژوهش های آکادمیک و باستان شناختی برای مقابله با اطلاعات نادقیق و روایت های سطحی.

این رویکرد علمی، روز کوروش را به فرصتی برای ارتقای سواد تاریخی جامعه در زمینه درک دوران باستان و میراث ماندگار آن بدل میکند.

بازخوانی سیاست های کوروش کبیر نشان میدهد که پایداری سیاسی در درازمدت بدون رعایت عدالت ریشه ای و احترام به تنوع دینی و قومی، امکانپذیر نیست.

امپراتوری هخامنشی با پذیرش این تفاوت ها، توانست برای بیش از دو قرن، قلمروی عظیم خود را یکپارچه نگه دارد. در فضای امروزین که جهان با شکاف های هویتی، قطبی سازی های اجتماعی و درگیری های ِ مذهبی مواجه است، روز کوروش یادآور این قاعده ساده است: قدرت کارآمد و مشروع، بر پایه احترام متقابل، قانونمداری درونی و کرامت انسانی حتی در تعریف باستانی آن متکی است.

میراث او الگویی برای همزیستی در ساختارهای چندفرهنگی است.

هفتم آبان اگرچه روزی رسمی در تقویم نیست، در حافظه جمعی ایرانیان به عنوان نماد خرد حکمرانی، مدارا و اولین تجربه مدیریت جهان شمول در منطقه باقی مانده است. بازخوانی منابع کالسیک یونانی، تحلیل دقیق استوانه کوروش و تمرکز نشست های علمی معاصر، تصویری متوازن از کوروش ارائه میدهد. فرمانروایی که با ترکیب اقتدار نظامی و احترام به سنت های محلی قانون، بنیان یک امپراتوری پایدار را گذاشت. همزمان، آیین های بزرگداشت نمادین در پاسارگاد و برنامه های فرهنگی گسترده در سراسر کشور، نشان میدهد که این میراث هنوز زنده است و به عنوان بخشی از هویت فرهنگی ایران مورد توجه قرار میگیرد.

  • نویسنده : لیلا کریمی