«دختران در سایه»؛ صدای نسلی است که دیگر به تاریکی تن نمی‌دهد
«دختران در سایه»؛ صدای نسلی است که دیگر به تاریکی تن نمی‌دهد
طیبه عقبی حسینی، نمایشنامه‌نویس و کارگردان تئاتر اجتماعی، پس از ۱۳ سال دوری از صحنه، با نمایش «دختران در سایه» در دومین جشنواره تئاتر اجتماعی «ستاره‌ها» حضور یافته است؛ نمایشی که روایت‌گر مقاومت دختران نوجوان و بازتعریف نقش زن در جامعه امروز ایران است.

به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی آنام فارس، بازگشت طیبه عقبی حسینی به صحنه‌ی تئاتر فارس پس از سیزده سال سکوت را نمیتوان صرفاً یک بازگشت هنری قلمداد نمود؛ این بازگشت، کنشی اجتماعی است. او که سال‌ها پیش با نمایش اجتماعی و جسورانه‌ی «مارکو در یکشنبه‌بازار» موفق به دریافت جوایز استانی و دانشجویی شده بود، اکنون با نمایشی تازه به نام «دختران در سایه» در دومین دوره‌ٔ جشنواره‌ی تئاتر اجتماعی «ستاره‌ها» حضور یافته است؛ نمایشی که صدای نسلی تازه از دختران را بازنمایی می‌کند.

عقبی حسینی درباره‌ی تجربه‌ی سیزده سال پیش خود می‌گوید: نمایش مارکو در یکشنبه‌بازار با بازی مژگان محب روی صحنه رفت. دغدغه‌ی اصلی من در آن اثر، زنان ایرانی‌ای بودند که در شرایط بحرانی اقتصادی، حتی ناچار به فروش فرزندانی می‌شدند که هنوز به دنیا نیامده بودند. این نمایش موفق به دریافت جایزه دوم نویسندگی جشنواره‌ی فجر استان، جایزه اول نویسندگی جشنواره‌ی دانشجویی و جایزه دوم بازیگری جشنواره‌ی فجر استان شد. اگر بخواهم این سیزده سال فاصله را در یک جمله خلاصه کنم، باید بگویم: در تلاطم زندگی مسخ شده بودم و امروز را به فردا می‌سپردم.

وی ورودش به تئاتر را ریشه‌دار در نوجوانی می‌داند: از نوجوانی به دنیای هنر علاقه داشتم؛ از عروسک‌سازی و معرق گرفته تا تئاتر مدرسه‌ای. در هنرستان رشته نمایش را انتخاب کردم و نخستین تجربه‌ی حرفه‌ای‌ام را با نقشی کوچک در نمایشی از احسان شادمانی و در کنار هنرمندانی چون محمد کارت و محمد شاه‌حسینی تجربه کردم. در ابتدا شیفته‌ی بازیگری بودم، اما استاد احمد آرام به من گفت در وجودت یک نویسنده خوابیده و بهتر است بیدارش کنی. از همان‌جا مسیر اصلی‌ام را پیدا کردم.

عقبی حسینی درباره‌ی تغییر نگاهش به زن در فاصله‌ی این سیزده سال می‌گوید: در نمایش مارکو، بدن زن به‌مثابه کارخانه‌ی تولید زندگی تصویر می‌شد. زنِ آن دوران، در ساختاری ایدئولوژیک، بدون در نظر گرفتن معیشت و اختیارش، به ازدواج و مادری فراخوانده می‌شد. زن قصه‌ی ما با همسری معتاد و زندگی‌ای فروپاشیده، می‌خواست از بارداری ناخواسته برای ترمیم فقر خود بهره ببرد، اما نه‌تنها نجات نمی‌یافت، بلکه با آسیب‌های عمیق‌تری روبه‌رو می‌شد. امروز اما یک تفاوت اساسی وجود دارد: زنِ امروز، از زنِ منقاد و تسلیم به زنِ مبارز و مقاوم برای تعیین سرنوشت خود بدل شده است.

وی دوری سیزده‌ساله‌اش از صحنه را بیش از آن‌که یک تصمیم بداند، ضرورتی برای یافتن خویشتن تلقی می‌کند: احساس می‌کنم قرار بود آن بخش از زندگی‌ام را از دست بدهم تا خودم را پیدا کنم.

با این حال، در تمام این سال‌ها از تئاتر دور نمانده است: مطالعه کردم، در پروژه‌های فیلم دوستان حضور داشتم، چندین فیلمنامه کوتاه و بلند نوشتم، نمایشنامه نوشتم و افتخار شاگردی استاد گذرآبادی را داشتم. اما مهم‌تر از همه، رنج زیستن بود که درس‌های بزرگی به من داد.

نمایش تازه‌ی وی «دختران در سایه» روایتی از دختران نوجوانی است که دیگر حاضر به تسلیم شدن نیستند: این بار به‌جای زنانی در سنین بالاتر، دختران نوجوانی را روایت می‌کنم که دیگر بلد نیستند به خرده‌فرمایشات ایدئولوژیک پاسخ آری بدهند. آن‌ها مقاومت می‌کنند، حتی اگر فشار غالب همچنان سنگین باشد. شاید به هدف نهایی نرسند، اما این مسیر ادامه دارد.

عقبی حسینی پیام مرکزی این نمایش را چنین تعریف می‌کند: به‌رسمیت شناختن حق انتخاب و حق زیستن به شیوه‌ی خودخواسته‌ی نسل جدید.

وی زن را در این نمایش کنشگر و مقاوم می‌داند و درباره‌ی نقش تئاتر امروز می‌گوید: جشنواره‌ی ستاره‌ها با تمرکز بر دختران نوجوان، می‌تواند صدای آن‌هایی باشد که در زندگی واقعی امکان سخن گفتن ندارند.

عقبی حسینی هم‌زمانی بازگشت خود با این جشنواره را «توفیقی» می‌داند و معتقد است محتوای نمایش او، که برگرفته از وقایع اجتماعی اخیر از جمله مسئله‌ی مهاجران افغان نیز هست، با اهداف جشنواره هم‌راستا است.

عقبی حسینی بزرگ‌ترین چالش بازگشت خود را کاهش اعتمادبه‌نفس ناشی از وقفه طولانی می‌داند، اما همراهی خانواده و دوستان را عامل عبور از این ترس معرفی می‌کند. او معتقد است جامعه امروز بیش از گذشته آماده شنیدن صدای زنان است و دیگر نمی‌توان آن‌ها را در حاشیه نگاه داشت.

او آینده خود را در تداوم این مسیر می‌بیند و امیدوار است «دختران در سایه» صدایی باشد برای دیده‌شدن نسل نو در ایران فرهنگی، فارغ از مرز، ملیت و قومیت.

 

 

  • نویسنده : محمد ناصری‌راد