از خنده تا فروپاشی؛ تئاتر «گوش تلخ» جهان متناقض انسان معاصر را روایت می‌کند
از خنده تا فروپاشی؛ تئاتر «گوش تلخ» جهان متناقض انسان معاصر را روایت می‌کند
نمایش «گوش تلخ» به نویسندگی و کارگردانی مانی آبادیان، از ۲۷ مهر تا پایان آبان هر شب ساعت ۱۹:۳۰ در مجموعه هنر شهر آفتاب روی صحنه می‌رود. این اثر با ترکیبی از فرم مینیمال، عناصر کروتسک و کمدی سیاه، آینه‌ای از بی‌عدالتی و فروپاشی ارزش‌ها در جامعه معاصر است؛ روایتی که تماشاگر را میان خنده و اضطراب معلق نگه می‌دارد.

به‌گزارش خبرنگار گروه فرهنگی آنام فارس، نمایش «گوش تلخ» که نیمه دوم اجراهای خود را در سالن بلک‌باکس مجموعه هنر شهر آفتاب دنبال می‌کند، نه‌تنها به‌عنوان جلوه‌ای از بازیگری و کارگردانی دقیق شناخته شده، بلکه روایت چندلایه‌ای از وضعیت جامعه امروز را در قالبی نمادین به مخاطب ارائه می‌دهد.

این اثر با تهیه‌کنندگی رضا محمدی و بازی هنرمندانی چون محمد فروزانی، فرانک جوادپور، ریحانه خلیفات و مینو شهریار روی صحنه می‌رود. تیم حرفه‌ای عوامل صحنه نیز شامل کیمیا رجایی، فرید فلاحی، سینا عدل‌آسا، علی نوروزی، سارا کرامت‌پور و سمیه جعفری، ساختار منسجم اجرا را شکل داده‌اند.

طراحی نور و صحنه هر دو توسط مانی آبادیان انجام شده است. او با رویکردی مینیمالیستی و بهره‌گیری از عناصر کروتسک، جهانی متناقض و اغراق‌آمیز ساخته؛ فضایی که خنده را به پوششی بر اضطراب بدل می‌کند. نورپردازی سرد، دکور مختصر اما معنا‌دار و حرکت‌های حساب‌شده بازیگران، تماشاگر را در اتمسفر تناقض غوطه‌ور می‌سازد.

پوستر و بروشور نمایش را بهاره صادقی طراحی کرده و تصویربرداری رسمی بر عهده مریم خالقی‌زاده است. تیم تبلیغات با همراهی حسن نجف‌زاده، نازنین علیزادگان، سالار فلاحتی و علیرضا حیدری، تلاش کرده‌اند ارتباط اثر با مخاطبان گسترده‌تر را تقویت کنند. صدای نریشن با اجرای کمال کلانتر نیز به فضای روان‌شناختی کار رنگی خاص داده است.

در محور داستان، هنرمندی همه هستی خود را برای تحقق رؤیایی صرف می‌کند تا عزت ازدست‌رفته‌اش را باز یابد، اما در آستانه رستگاری با حقیقتی تلخ روبه‌رو می‌شود؛ روایت سقوطی که در لباس کمدی سیاه، به نقد مناسبات قدرت و خودفریبی انسان می‌پردازد.

عنوان «گوش تلخ» هم استعاره‌ای چندوجهی است؛ از تلخی شنیدن حقیقت تا فروپاشی ادراک انسانی، جایی که حتی «گوشت» شخصیت اصلی از مزه تلخی بی‌نصیب نمی‌ماند.

به گفته نویسنده، «گوش تلخ» با الهام از تجربه‌های زیسته و مشاهده تصاحب آسانِ داشته‌های دیگران توسط صاحبان قدرت، کمدی را به ابزار بیان بی‌عدالتی بدل کرده است — کمدی‌ای که نمی‌خواهد تنها بخنداند، بلکه می‌خواهد مقاومت را در دل طنز بسازد.